صدر الدين علي بن ناصر الحسيني ( مترجم : رمضان على روح الهى )

80

زبدة التواريخ ، أخبار الأمراء والملوك السلجوقية ( فارسى )

است « 1 » و كار آن ولايت و آن ممالك به هم درآميخته ، به گنجه باز شد و سپس راهى برذعه گشت و از رود ارس همچو جيحون بىهيچ كشتى و كشتىبانى گذر كرد و به دهى رسيد - نامش وريانس « 2 » . پيرى ، گردگردش روزگار بر سر و رويش ، به پذيره آمد و بر سلطان سلام كرد و گفت : « من مردى مسلمانم كه به دست امير المؤمنين معتصم اسلام آورده‌ام ، آن هنگام كه بدين‌جا گذر كرد » . « 3 » وزير نظام الملك از او از آداب اسلام پرسيد ، و او بدان دانا بود . معتمدان مسلمان و ترساى آن ولايت نيز گواهى دادند كه اين پيرمردى است سرد و گرم روزگار چشيده ، و از ابو ذر راستگوتر . سلطان او را اكرام كرد و احترام نمود و مركوب خويش به سويش راند و هزار دينار به وى داد . سپس به فارس باز شد و بدانجا عيد كرد . حركت ديگربار سلطان اعظم عضد الدوله ابو شجاع الب ارسلان به سوى شاه روم ، ارمانوس ، و اسير كردن او به سال چهارصد و شصت و سه سلطان الب ارسلان به شام گذر كرد و فرزندش را با گروهى از سپاهيان در شهرستان حلب بگذاشت « 4 » و بىهيچ كشتى و بلمى آب فرات را به سم اسبان راهوار

--> بنابه منابع گرجى ، سلطان پس از ارّان ، و پس از سه هفته اقامت در كاخت ، به اريتى ( در كنارهء راست رود ازان ) بازمىگردد و سپس به همراه فرمانرواى طاشير ، گيوريك يكم ( 1089 - 1048 م ) ، و امير تفليسى ، على بن جعفر و اسخارتان ، در دسامبر سال 1067 م بر تفليس و روستاف دست مىيابد و آن‌ها را به فضلون مىدهد . وقتى سلطان به خانه بازمىگردد ، بقراط چهارم از نو از كوه‌ها به زير مىآيد . فضلون با 33 هزار سوار در مهران بود و بقراط ، ايوان بن ليباريت را به جانب او مىفرستد و وى در آنجا سپاه فضلون را شكست مىدهد و فضلون با 15 سوار مىگريزد . ( 1 ) . او طمغتش خان ابو اسحاق ابراهيم اول بن نصر ( 1068 - 1052 م ) ، خاقان دولت قراخانيان غربى بود . ( 2 ) . الب ارسلان بر روى پل خداآفرين از رود ارس ، كه در نزديكى آن و بر كرانهء راستش ده لارجان ( لاريانس ) ديده مىشود ، گذر كرد ( بونياتوف 193 ) . ( 3 ) . المعتصم باللّه خليفهء هشتم عباسى ( 833 - 813 م ) است . از متن معلوم مىشود كه اين پير در حدود 240 سال داشته است . ( 4 ) . اين سال بايستى سال 462 ه ( 1070 - 1069 م ) بوده باشد . ابن اثير ( 10 / 20 ) و بندارى ( 36 ) مىگويند كه شاه روميان با سپاهى انبوه ( كه ابن عبرى 1 / 319 - 318 آن‌را دويست‌هزار تن برآورد مىكند ) رهسپار شام شد و در شهر منبح منزل كرد و آن‌را تاراج نمود و مردمانش بكشت و محمود بن صالح بن مرداس و بنى كلاب و ابن